1. رفتن به محتوا
  2. رفتن به مطالب اصلی
  3. رفتن به دیگر صفحات دویچه وله

پناهجويان افغانستان ساکن ناروي و مشکل اخراج اجباري آنان

۱۳۸۵ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

اخراج اجباري پناهجويان افغانستان ساکن ناروي از کشور هاي مختلف اروپا يکي از مشکلات درخور توجهي است که از ماه ها بدينسو دست و پا گير جوانان و خانواده هاي زيادي شده است که هنوز يا در اردوگاه هاي پناهندگان اند و يا هم در مناطق و مراکز ديگري که به همين منظور است ، بسرمي برند.

https://p.dw.com/p/DF6k
یکی ازمهاجرین اعتصاب کننده درناروی که درحالت بدی صحی قراردارد.
یکی ازمهاجرین اعتصاب کننده درناروی که درحالت بدی صحی قراردارد.عکس: Ratbil Shamel

سال گذشته و اوايل امسال تعداد زيادي مهاجرين برخلاف خواست و آرزوي آنان به کشور شان افغانستان برگشتانده شدند. اين جريان هنوز هم در بسياري از کشور ها ادامه دارد . يکي از عوامل برجسته ي اين اقدام کشورهاي اروپايي ،امضاي قرار دادي بود که درآن دولت افغانستان ازپذيرفتن وفراهم نمودن امکانات براي مهاجرين وعده داده بود. مقامات دولت افغانستان در ادامه همان قرارداد اکنون قرار داد ديگري را با کشور ناروي به امضاء رسانيده است که با اتکاء به آن ، دولت ناروي تصميم جدي درمورد اخراج پناهندگان افغاستان گرفته، که در نتيجه پس از تظاهرات گسترده اي مهاجرين از سه هفته بدينسو تعداد زيادي به اعتصاب غذايي رو آورده اند.

شيردل يکي ازفعالين دفاع ازحقوق مهاجرين درآلمان که بارها به همکاري ديگرنهادها ومهاجرين تظاهرات براي دفاع ازحقوق مهاجرين راه انداخته است اخيراً براي ديدار با مسوولين وزارت امور مهاجرين به افغانستان رفته بود وديدارهاي بامهاجرين برگشته ازاروپاوهمچنان مسوولين داشته است .

آقاي شيردل که يک عالم گفتني دارد يکي از چشم ديد هايش را چينين تعريف مي نمايد:
"يک پسر هفده ساله ي افغان که قبلآ در شهر اشتوتگارت آلمان زندگي مي کرد و حبيب نام دارد پس از شش ماهي که بي سرنوشت در شهر کابل مانده بود سر انجام تصميم ديدار با وزير مهاجرين را گرفت ، و با استناد به قول خود وزير امور مهاجرين اين که : ( دولت افغانستان پناه گزيناني را که در خارج زندگي مي کنند مي پذيرد) گفت: من شش ماه ست که اينجا هستم و حال چه؟ وي در ابتداء به ولايت کابل رفته بود و پس از گفتگو با مقامات آنجا و اين که هنوز هفده سال دارد و بايد برايش اسناد لازم داده شود . شخص مسوول پاسپورت وي را گرفته و از وي تقاضا نموده بود تا با پدرش بيايد. اما جوان مذکور چون پدري نداشت اين مسآله را با شخص مسوول مطرح نموده بود ولي به وي با تآکيد گفته شده بود که بايد با پدرش بيايد و حتي با مادرش هم نبايد بيايد. پسر بازهم اصرارمي کند که پدر ندارد و پدرش سالها پيش از امروز کشته شده است . بهر صورت پاسپورت جوان مذکور را که حتي زبان فارسي را هم زياد بلد نبود، از وي گرفته اند.

پس ازآن وي درخواست تذکره ( شناسنامه ) را نموده ولي بازهم برايش گفته اند که بايد پدرش را بياورد ، و اين که وي پدري نداشته براي هيچکسي هم مطرح نبوده است. در نهايت جوان مذکور به منظور شکايت نزد وزير مي رود ، دم در محافظين وزير به وي مي گويند که هرکس نمي تواند که پيش وزير برود . و اما بنابر عادت و آشنايي وي با روابط اروپا ، از آنان تقاضاي تعيين وقت معيني را براي ديدار با وزير مي نمايد . در برابر شش تن از محافظين وزير صاحب وي را از طبقه سه تا منزل اول لت و کوب نموده با کلشنيکوف و بوت هاي عسکري و... تا آن حدي به سر وي مي زنند که اکنون پسر هفده ساله اي که اجبارآ به وطن برگردانده شده ، بيمار است و ديوانه شده است. براي اثبات گفته هايم من از وي عکس و نمره تلفون دارم و هرکي مي خواهد مي تواند با وي به تماس شود . باور کنيد من سه روز از وي ديدن نمودم حتي يک لبخند هم نديدم و براي پاسخ به يک سوالم نيم ساعت باييست منتظر مي ماندم . اينهم سرنوشت جواني که به افغانستان براي باز سازي فرستاده مي شود. "

اما دراين طرف مهاجرين ناروي که ازوضعيت داخلي افغانستان نيز به خوبي آگاهي دارند وبا مشکل اخراج مواجه سرسختانه درمقابل دولت ناروي ايستادگي نموده دست به اعتصاب غذايي زده اند.

خيلي ازمنتقدان داخلي وخارجي دولت ناروي اين عمل دولت ناروي را نکوهش کرده گفته اند که دولت ناروي مي خواهد که شماري ديگررا به دنبال يک سرنوشت نامعلوم بفرستد.

حمزه واعظي در مورد اعتصاب جوانان افغانستان ساکن ناروي مي گويد:
"اعتصاب از 25 ماه مي شروع شده ، در اول 23 نفر بودند به تدريج هر هفته اضافه شده و اکنون به 110 نفر رسيده و همزمان از روز پنج شنبه هفته گذشته ، در دوسه شهر ديگر ناوري هم در کمپ ها ، مجموعه ي افغانها دست به اعتصاب غذا زده و فعلآ در اسلو بعضي از اعتصاب کنندگان در وضعيت صحي بسيار بدي قرار دارند ، و سه چهار نفر در شفاخانه داريم و هرروز سه چهار نفر ديگر نيز راهي شفاخانه مي شوند ."
آقاي واعظي که يکي ازفعالان دفاع ازحقوق مهاجرين واعتصاب کنندگان مي باشد. ازحمايت مردم ناروي قدرداني نموده گفت :
" فشار هاي زياد بر دولت وارد گرديده ، اعم از سازمانهاي مخالف راسيزم ، گروه هاي بشردوست ، و جمعيت هاي از مردم ناروي همه از ما حمايت نموده و حتي دوهفته پيش يک کميته حمايت از اعتصاب کنندگان افغان تشکيل شده که درين کميته بسياري از سازمانها ، جوانها و نيرو هاي اجتماعي مردم ناروي سهيم و شريک هستند. "
درناروي درکناراعتصاب کنندگان ،افراد ي که با مشکل اخراج مواجه نيستند نيزدوشادوش ايستاده اندوبه ياري ومدد آنهاپرداخته اند.
حفيظ الله عارفي که از دوسال به اين طرف در کشور نارويست ؛با آن که خودش در اعتصاب غذايي وارد نشده و اما در مجموع در مسايل سازماندهي و کار هاي اجرايي به اعتصاب کنندگان کمک و خدمت مي نمايد. عارفي وضعيت نامساعد وناآرامي ها را دليل خوبي براي جلوگيري کردن ازاخراج اجباري مهاجرين مي داند.

غلام حسين احمدي يکتن از اعتصاب کنندگان درمورد وضعيت صحي خود و دوستانش مي گويد:
"ما کوشش کرديم که در تمام اين مدت به اعتصاب خود ادامه دهيم و دوستان ديگر هم واقعآ همگي خسته اند و ضعيف شده اند . در روز تقريبآ 6 تا 7 تن راهي بيمارستان مي شوند . من شخصآ تا کنون دوبار به بيمارستان رفته ام و هر باري که مي روم يک ( سيروم ) برايم مي دهند و دوباره بر مي گردم.

وي با اميدواري به سازمانهاي حقوق بشرمي گويد:" اما اميدوارم که سازمانهاي حقوق بشر توجهي بما بنمايند. و در ضمن از جوانان و همه خواستار کمک و حمايت هستيم و همه بايد بدانند که اشخاصي که اعتصاب نموده اند مشکل دارند و گرنه هرکسي دوست دارد در کشور خود زندگي نمايد و اما کسي که مشکل دارد، نمي تواند برگردد . ما هم تمام اين سختي ها را مي پذيريم و راضي نيستيم برگرديم زيرا بهتر است اين که در اينجا بميريم تا در افغانستان بدست همان قاتل ها و جنايتکاراني که قبلآ بودند و حال هم صاحب قدرت اند. "

انوشه حريت دختر جواني که از شش سال بدينسو در ناروي زندگي مي کند با آن که خودش با مشکل اخراج روبرو نيست مي گويد:
"ما وقتي شرايط متفاوت از ديگران داريم ؛ با آنهم نبايد ديگران را به فراموشي بسپاريم. "

امااين همه آيا اوضاع واقعاً چنين است ؟! حالا براي اين قضاوت کافي است که تنها به گزارش يک روزدرچند نوبت خود رسانه هاي اروپايي توجه شود . شايد بتوان گفت حداقل درچند ماه اخير روزنبوده است که دريک گوشه اي افغانستان چند نفري کشته ويا زخيم نگردد. اوضاع حقوق بشرکه هنوزيکي ازخواب هاي است که بايد براي آن مدت ها انتظارکشيد. مشکل بي سرپناهي و نبود کارديگرمواردي اند که مي توان ازآن به عنوان مشکلات قابل لمس وآشکاردرافغانستان ياد نمود.

کامران ميرهزارروزنامه نگارکه گام به گام با رويداده هاي داخلي پيش مي رود در مورد وضع امنيتي کابل چنين مي گويد:
" در افغانستان چه در مناطق جنوب و جنوب شرق و چه در مناطق شمالي و غربي امنيت پايدار نيست. کابل پايتخت تنها جايي بود که يک اطمينان کاذب براي افراد داشت . فکرميشد که درکابل امنيت هست بخاطري که مرکز قدرت است . اما متوجه شديم که امنيت در اينجا هم پايدار نيست . "