1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

سفر ترامپ به چین؛ آیا تهران در پی میانجی تازه است؟

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

سفر دونالد ترامپ به چین، با وجود توصیف مثبت دو طرف، به گشایشی بزرگ در پرونده‌های اصلی از جمله ایران و تایوان منجر نشد. در همین فاصله، محمدباقر قالیباف به‌عنوان "نماینده ویژه ایران در امور چین" منصوب شد.

https://p.dw.com/p/5Duf8
دیدار ترامپ از چین
نماینده تجاری ایالات متحده، گفت واشنگتن از چین نخواسته مستقیما برای بازگشایی تنگه هرمز وارد عمل شودعکس: Mark Schiefelbein/AP Photo/picture alliance

اگر هدف سفر ترامپ به چین، رسیدن به یک تفاهم روشن و علنی با پکن بر سر ایران بود، دست‌کم در ظاهر چنین نتیجه‌ای حاصل نشد. نه بیانیه مشترکی منتشر شد و نه نشانه‌ای از یک توافق نهایی در موضوعات حساس دیده شد. با این حال، مجموعه پیام‌ها و واکنش‌ها نشان می‌دهد ایران یکی از محورهای مهم این سفر بوده است. در چنین فضایی، انتصاب فوری محمدباقر قالیباف به سمت نماینده ویژه ایران در امور چین، بیش از آنکه یک جابه‌جایی اداری ساده باشد، می‌تواند نشانه تلاش تهران برای بازتعریف کانال چین در میانه جنگ، فشار آمریکا و ابهام در آینده مذاکرات باشد.

چین و آمریکا؛ گفت‌وگو مثبت، بدون گشایش بزرگ

به گزارش رویترز، جیمیسون گریر، نماینده تجاری ایالات متحده، گفت واشنگتن از چین نخواسته مستقیما برای بازگشایی تنگه هرمز وارد عمل شود، بلکه تمرکز اصلی بر این بوده که پکن از ارائه حمایت مادی به ایران خودداری کند. او همچنین گفت چین به دلیل وابستگی‌اش به مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، به‌طور طبیعی از باز ماندن تنگه هرمز حمایت می‌کند. رویترز همچنین گزارش داده که موضع واشنگتن و پکن دست‌کم در مخالفت با محدودیت‌های تازه بر عبور و مرور در تنگه هرمز تا حدی به هم نزدیک شده است.

اما در سوی دیگر، موضع چین محتاط‌تر به نظر می‌رسد. همان گزارش‌ها نشان می‌دهد پکن بیش از آنکه به زبان فشار مستقیم علیه تهران سخن بگوید، بر کاهش تنش، باز ماندن مسیرهای انرژی و حل‌وفصل بحران از طریق دیپلماسی تاکید کرده است. این همان نقطه‌ای است که فاصله دیدگاه چین و آمریکا درباره ایران آشکار می‌شود: واشنگتن به‌دنبال مهار تهران از مسیر فشار و بازدارندگی است، اما چین ظاهرا هنوز می‌خواهد در چارچوب "مدیریت بحران" حرکت کند، نه در قالب همسویی آشکار با سیاست فشار آمریکا.

دیدار ترام از چین
برخی ناظران احتمال داده‌اند شی جین‌پینگ توانسته است با ترامپ بر سر برخی مفردات مرتبط با ایران به تفاهم برسدعکس: Mark Schiefelbein/AP Photo/picture alliance

 آیا پکن و واشنگتن بر سر ایران به تفاهم رسیده‌اند؟

در ایران، ارزیابی‌ها درباره این سوال دوگانه است. برخی ناظران، از جمله احمد زیدآبادی، احتمال داده‌اند که اگر شی جین‌پینگ توانسته باشد با ترامپ بر سر برخی مفردات مرتبط با ایران به تفاهم برسد، این می‌تواند نشانه آغاز نوعی نظم تازه باشد؛ نظمی که در آن دو قدرت به جای رقابت صرف، به سمت همکاری برای مهار بحران‌های بی‌ثبات‌کننده حرکت می‌کنند. اما این برداشت هنوز بیشتر یک احتمال تحلیلی است تا یک واقعیت تثبیت‌شده.

در برابر، تحلیل‌های دیگر بر این نکته تاکید می‌کنند که چین بعید است به‌سادگی در پرونده ایران در کنار آمریکا قرار گیرد. حامد وفایی، استادیار ادبیات چینی دانشگاه تهران، در رشته‌نوشته‌ای در ایکس استدلال کرده که ترامپ کوشیده نوعی اجماع با پکن در موضوع تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و فروش تجهیزات نظامی  به ایران القا کند، اما پاسخ چین بیشتر معطوف به حمایت از تداوم مذاکرات و هشدار نسبت به بسته شدن "پنجره صلح" بوده است. او همچنین نبود بیانیه مشترک را نشانه‌ای از عدم حصول توافق نهایی و باز ماندن فضا برای مانور تهران دانسته است. 

 انتصاب قالیباف؛ فقط یک حکم یا یک پیام سیاسی؟

در چنین فضایی، انتصاب محمدباقر قالیباف به‌عنوان "نماینده ویژه ایران در امور چین" اهمیت ویژه پیدا می‌کند. خبرگزاری ایسنا گزارش داده که قالیباف با پیشنهاد رئیس‌جمهور و تایید رهبری به این سمت منصوب شده و قرار است "هماهنگ‌کننده بخش‌های مختلف کشور درارتباط با چین" باشد؛ تعبیری که به نوشته ایسنا، جایگاه او را فراتر از یک نماینده صرف دولتی و در قامت یک هماهنگ‌کننده حاکمیتی تعریف می‌کند. در همین گزارش تاکید شده که سطح اختیارات او با نمایندگان قبلی متفاوت ارزیابی می‌شود.

این نکته مهم است، چون پیش از این نیز چهره‌هایی مانند علی لاریجانی و عبدالرضا رحمانی فضلی در حوزه چین نقش‌هایی ویژه داشته‌اند، اما اکنون به نظر می‌رسد تهران می‌خواهد در میانه شرایط جنگی و فشارهای خارجی، کانال چین را با وزن سیاسی بیشتری سازماندهی کند. صرف انتخاب قالیباف نیز معنادار است: او فقط رئیس مجلس نیست، بلکه سابقه فرماندهی در سپاه، نیروی انتظامی، مدیریت شهری و حضور فعال در پرونده‌های سیاسی و امنیتی را هم دارد. در ساختار جمهوری اسلامی، چنین ترکیبی او را به چهره‌ای تبدیل می‌کند که می‌تواند میان لایه‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی هماهنگی ایجاد کند. این بخش از تحلیل، استنباطی است، اما با نحوه توصیف مسئولیت تازه قالیباف در رسانه‌های داخلی هم‌جهت است.

 قالیباف؛ کانال چین برای مذاکره با آمریکا؟

یک تفسیر این است که تهران می‌خواهد از چین به‌عنوان میانجی یا دست‌کم واسطه‌ای برای تنظیم رابطه با واشنگتن استفاده کند. رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، به دویچه‌ وله گفته است: «انتصاب قالیباف، آن هم بلافاصله پس از سفر ترامپ و با اختیارات بیشتر، نشانه‌ای از تلاش جمهوری اسلامی برای وارد کردن چین به میدان میانجیگری با آمریکا است.» از نگاه او، این انتصاب همچنین تاییدی دوباره بر "نگاه به شرق" جمهوری اسلامی است.

اما علیجانی هم‌زمان هشدار می‌دهد که این حکم لزوما به معنای ارتقای موقعیت قالیباف در ساختار قدرت نیست و حتی می‌تواند به این معنا باشد که حاکمیت می‌خواهد او را از پرونده‌های دیگر، از جمله گفت‌وگو با آمریکا، به حوزه‌ای متفاوت منتقل کند. این برداشت، با پیچیدگی‌های رقابت درونی قدرت در جمهوری اسلامی سازگار است: یک انتصاب می‌تواند هم نشانه اعتماد باشد و هم ابزار جابه‌جایی توازن در درون حاکمیت.

از زاویه‌ای دیگر، بابک دربیکی، مقام پیشین مرکز بررسی‌های استراتژیک به دویچه وله گفته است: «چین و روسیه به دلیل خرید نفت ایران و نقش‌شان در تامین بازار ایران، در تحولات جنگ نقش مهمی دارند، اما چین برخلاف روسیه توان اثرگذاری بیشتری بر تحولات مرتبط با ایران دارد.»

او با این حال، انتصاب قالیباف را بیشتر یک تصمیم داخلی برای تنظیم توازن قدرت توصیف کرده و گفته است قالیباف، برخلاف علی لاریجانی، استقلال عمل کمتری دارد و بیشتر به نهادهای پشت صحنه وابسته است. از نگاه دربیکی، این انتخاب همچنین نشان می‌دهد جمهوری اسلامی می‌خواهد در موضوع‌های حساس سیاست خارجی، از جمله رابطه با آمریکا و چین، نوعی انسجام بیشتر در سطح نمایندگی ایجاد کند.

 چرا چین برای تهران مهم‌تر شده است؟

اهمیت چین برای ایران فقط به این سفر یا این انتصاب محدود نیست. چین شریک تجاری اصلی ایران است و دو کشور یک برنامه ۲۵ ساله همکاری نیز امضا کرده‌اند. از این گذشته، در شرایط تحریمی، پکن هم خریدار مهم نفت ایران است و هم یکی از پایه‌های اصلی بازار وارداتی ایران. به همین دلیل، هر تغییری در موضع چین نسبت به ایران، برای تهران فقط یک مسئله دیپلماتیک نیست، بلکه با درآمد نفتی، تجارت خارجی، دور زدن تحریم‌ها و حتی ثبات داخلی پیوند دارد.

از همین منظر است که واکنش میخائیل اولیانوف، دیپلمات ارشد روسیه، نیز معنادار شده است. او در واکنش به انتصاب قالیباف در شبکه اکس نوشت: «آیا فکر کردن به انتصابی مشابه در روابط با روسیه هم به همان اندازه مرتبط و مهم نیست.»

 این واکنش را می‌توان نشانه‌ای از حساسیت مسکو به وزن‌یابی دوباره چین در دیپلماسی تهران دانست؛ به‌ویژه در شرایطی که چین در اقتصاد ایران نقش ملموس‌تری از روسیه دارد.

فعلا شواهد موجود نشان نمی‌دهد آمریکا و چین بر سر ایران به یک تفاهم بزرگ و نهایی رسیده باشند. آنچه دیده می‌شود، بیشتر تلاش دو قدرت برای مدیریت یک بحران خطرناک است؛ بحرانی که برای واشنگتن از منظر امنیتی و برای پکن از منظر انرژی، تجارت و ثبات منطقه‌ای اهمیت دارد. در این میان، ایران هم ظاهرا می‌کوشد از همین شکاف یا ابهام استفاده کند و کانال چین را فعال‌تر از گذشته نگه دارد.

انتصاب محمدباقر قالیباف در این چارچوب، هم می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای کشاندن چین به نقش میانجی یا تسهیل‌گر باشد، هم بازتابی از بازآرایی قدرت در درون جمهوری اسلامی. اما در هر دو صورت، یک نکته روشن است: تهران به این جمع‌بندی رسیده که در مرحله تازه بحران، چین دیگر فقط یک شریک اقتصادی نیست، بلکه یکی از معدود بازیگرانی است که می‌تواند هم بر جنگ اثر بگذارد، هم بر تحریم، و هم بر امکان یا عدم امکان باز شدن دوباره پنجره مذاکره.

 

استفاده ایران از ماهواره‌های جاسوسی و سیستم‌های راداری چینی