از مدرسه تا ایست بازرسی؛ کودکان در معرض جنگ
۱۴۰۵ فروردین ۱۳, پنجشنبه
شامگاه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴، در یکی از ایستهای بازرسی تهران، پسری ۱۱ ساله به نام علیرضا جعفری در کنار پدرش ایستاده بود.
طبق گزارشها، او نه سرباز بود، نه آموزش نظامی دیده بود، نه حتی به سنی رسیده بود که بتواند تصمیمی آگاهانه بگیرد. اما ساعاتی بعد، در جریان یک حمله پهپادی، همراه با پدرش کشته شد.
مادرش، صدف منفرد، بعدتر گفت که همسرش به دلیل "کمبود نیرو" مجبور شده بود پسرش را با خود ببرد، "تا برای روزهای آینده هم آماده شود". او همچنین از حضور نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله در گشتهای بسیج خبر داد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این روایت، فقط یک حادثه نیست. این نقطهای است که یک خط نگرانکننده را روشن میکند، خطی که در آن کودکان، آرام و بیصدا، وارد فضاهایی میشوند که بهطور مستقیم با ساختارهای نظامی و امنیتی گره خوردهاند.
در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید درگیریها، آمار کودکان قربانی بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
صندوق کودکان سازمان ملل، یونیسف، اعلام کرده که دستکم ۲۱۶ کودک در این حملات جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۷۰۰ کودک دیگر زخمی شدهاند.
این نهاد با تاکید بر این که حملات به زیرساختهای حیاتی مانند مدارس و مراکز درمانی، امنیت و سلامت کودکان را بهشدت تهدید میکند، خواستار توقف فوری درگیریها و حفاظت از غیرنظامیان شده است.
همزمان، دادههای خبرگزاری هرانا نشان میدهد که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائيل علیه جمهوری اسلامی، تاکنون دستکم ۲۴۴ کودک در ایران در میان بیش از ۱۶۰۰ غیرنظامی کشتهشده قرار دارند.
این ارقام، حتی با در نظر گرفتن حداقلها، نشاندهنده ابعاد گسترده آسیبپذیری کودکان در این جنگ است.
اما مسئله تنها تعداد قربانیان نیست. مسئله این است که برخی از این کودکان، پیش از آنکه قربانی شوند، در موقعیتهایی قرار گرفتهاند که اساسا نباید در آن حضور داشته باشند.
فراخوان برای حضور کودکان
در چنین شرایطی، گزارشهایی از داخل ایران منتشر شده که نشان میدهد کارزارهایی برای جذب نیروهای داوطلب راهاندازی شده است. در این فراخوانها، حتی افراد ۱۲ ساله نیز میتوانند ثبتنام کنند.
مقامهای مسئول این طرح گفتهاند، هدف از این اقدام، استفاده از نیروهای مردمی در فعالیتهای پشتیبانی مانند امدادرسانی، آشپزی یا خدمات عمومی است. اما شواهد موجود نشان میدهد که دامنه این فعالیتها محدود به پشت جبهه نیست.
برخی گزارشها حاکی از آن است که این نیروها در ایستهای بازرسی، گشتهای خیابانی و حتی فعالیتهای اطلاعاتی نیز حضور دارند.
حضور در چنین فضاهایی، بهویژه در شرایطی که این نقاط میتوانند هدف حملات نظامی باشند، کودکان را در معرض خطر مستقیم قرار میدهد.
حامد فرمند، کنشگر حقوق کودک، در اینباره به دویچه وله میگوید: «این نوع فعالیتها، حتی اگر بدون سلاح انجام شوند، در چارچوب تعریف کودکسربازی قرار میگیرند. کودکسرباز فقط کسی نیست که اسلحه به دست میگیرد، بلکه هر کودکی که در خدمت یک ساختار نظامی قرار میگیرد، در این تعریف میگنجد.»
او تاکید میکند که آنچه امروز دیده میشود، "پدیده جدیدی نیست"، اما تفاوت در این است که اکنون این روند بهصورت علنی و رسمی اعلام شده است.
خلاهای قانونی و ساختاری
در نظام حقوقی ایران، سن ۱۸ سال بهعنوان حداقل سن برای خدمت سربازی تعیین شده است. با این حال، به گفته سینا یوسفی، وکیل حقوق بشر، این بهمعنای وجود ممنوعیت کامل برای بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتهای نظامی یا امنیتی نیست.
یوسفی در همین زمینه به دویچه وله میگوید: «عدم تصریح ممنوعیت مطلق، همراه با خلاهای قانونی، باعث شده که امکان استفاده غیررسمی از کودکان در قالب نیروهای بسیج یا ساختارهای مشابه فراهم شود.»
این وضعیت به گفته او، نوعی تناقض در نظام حقوقی ایجاد کرده است. از یکسو، قانون سن مشخصی را برای خدمت نظامی تعیین میکند، اما از سوی دیگر، ابزارهای موثری برای جلوگیری از حضور کودکان در فعالیتهای شبهنظامی وجود ندارد.
در سطح بینالمللی، اما خطوط قرمز روشنتر است. بر اساس کنوانسیون حقوق کودک و پروتکلهای مرتبط، استفاده از افراد زیر ۱۵ سال در درگیریهای مسلحانه ممنوع است و حتی برای افراد زیر ۱۸ سال نیز محدودیتهای جدی وجود دارد.
بیشتر بخوانید:نگرانی دیدهبان حقوق بشر از حضور کودکان در مراکز نظامی ایران
حسین رئیسی، وکیل حقوق بشر و مدیر آزمایشگاه عدالت برای نوجوانان در دانشگاه کارلتون کانادا به دویچه وله میگوید: «بهکارگیری کودکان زیر ۱۵ سال در هر شکل از فعالیتهای نظامی، ممنوع است و میتواند مصداق نقض جدی حقوق بینالملل باشد.»
او تاکید میکند که در شرایط کنونی، قرار دادن این کودکان در معرض حملات "خطرات چندبرابری" برای آنها ایجاد میکند.
یکی از پیچیدهترین ابعاد این مسئله، عادیسازی تدریجی حضور کودکان در چنین فضاهایی است. وقتی یک کودک در کنار پدرش در ایست بازرسی میایستد، این حضور ممکن است در نگاه اول طبیعی یا حتی داوطلبانه به نظر برسد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اما به گفته کارشناسان، رضایت کودک یا حتی خانواده، نمیتواند توجیهی برای چنین وضعیتی باشد.
در این خصوص سینا یوسفی میگوید: «کودکان از نظر حقوقی فاقد اهلیت کامل برای تصمیمگیری در چنین موقعیتهایی هستند و مسئولیت نهایی بر عهده دولت است.»
در عمل، این یعنی حتی اگر کودکی "بخواهد" در چنین فعالیتهایی شرکت کند، این مشارکت همچنان نقض حقوق او محسوب میشود.
سابقهای که ادامه دارد
استفاده از کودکان در فعالیتهای مرتبط با ساختارهای نظامی در ایران، سابقهای طولانی دارد. از جنگ ایران و عراق گرفته تا حضور نیروهای نوجوان در بسیج، این روند بارها مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار گرفته است.
حامد فرمند میگوید: «ایران در طول سالها نهتنها این روند را متوقف نکرده، بلکه آن را در قالبهای جدید ادامه داده است.»
به گفته او، حتی در دورههایی شواهدی از استفاده از کودکان در سرکوب اعتراضات نیز وجود داشته است.
گزارشهای جدید نشان میدهد که در شرایط جنگی کنونی، این الگو بار دیگر فعال شده و حتی بهصورت رسمیتر مطرح شده است.
در حالی که آمار کشته و زخمی شدن کودکان در ایران رو به افزایش است، گزارشها از حضور آنها در ایستهای بازرسی و فعالیتهای مرتبط با نیروهای شبهنظامی، نگرانیها را عمیقتر کرده است.
برای بسیاری از کارشناسان، مسئله فقط نقض یک قانون یا یک معاهده نیست. مسئله این است که کودکان، بهجای آنکه از جنگ دور نگه داشته شوند، به آن نزدیکتر شدهاند، گاهی آنقدر نزدیک که دیگر فرصتی برای بازگشت باقی نمیماند.
مرگ علیرضا جعفری، برای برخی فقط یک عدد در آمار نیست. او نمادی است از خطی که اگر متوقف نشود، میتواند یک نسل را در معرض خطری قرار دهد که هیچ کودکی نباید با آن روبهرو شود.